|
اگر رفتم تو یادم کن . اگر مردم تو خاکم کن . اگر ماندم در این دنیا ، به مهر خود ت |
تو عشق من هستی
تمام افکارم را درک می کنی کارهایم را درک می کنی با تو بودن شادی آور است پر از هیجان هستی نیرومند مهربان باهوش راستگو با احساس و خلاق تو همانی که زندگیم را به دستاش می سپارم تو همانی که می خواهم همیشه در کنار او باشم تو عشق من هستی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 22:30 توسط parisa |

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 22:24 توسط parisa |
من چقدر از بوی سیگار بدم می آید
من چقدر از سیگار کشیدن بابا رنج می برم
اما خیره شدن در دود سیگار تو را چقدر دوست میداشتم
چقدر دوست می داشتم دودهای سیگار تو را دنبال کنم
من اگر بدانم در دودهء غلیظ سیگار مرا نیز می بینی
برایت بسته های سیگار می خریدم
و روی پاکت آن گل سرخ میزدم .
( البته سیگاری نیست )
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 18:9 توسط parisa |
شبی من
در فراقت گریه کردم
و مروارید اشکم را برایت هدیه کردم
تو
مروارید اشکم را
که چون یاقوت نابی می درخشید
پس فرستادی
و من تا صبح آن شب ناله کردم .
خودت گفتی
که من باید بمانم تا بیایی
ولی حالا !
نمی دانم چرا ؟ شاید پشیمانی
و من باور نکردم ![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:28 توسط parisa |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:11 توسط parisa |
دلم می خواهد با تو سخن بگویم ولی نمی دانم چه بگویم . از زمانه یا درد و رنج از نوای عاشقی بلبلی که هر شب بر گلستان وجودم نعمه سرایی می کند یا از پرستوی غریب مهاجری که فرسنگها راه می پیماید تا وادی مهر و دلدادگی رابیابد . از نی لبکی که آرزوهای خفته چوپانان را می نوازد از قطرات اشکی که هر شب گونه های داغ مرا نوازش می دهد یا ...
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:33 توسط parisa |
دوست دارم از تو بنویسم دوست دارم به تو بگویم که چقدر دوست دارم مثل حس بازی در کوچه پس کوچه های کودکی مثل حس نیاز در سجده ام ببخش که احساساتم مچاله شده شاید صدایم را نشنوی پس می نگارم تا بدانی به اندازه دعاهای شبانه ام دوستت دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:11 توسط parisa |
چند روزی ست که در گوشه ای از کوچه ی تنگ آزادی
عنکبوت خسته و خاموشی
تارهای سیاه و سفید تنیده است
و به امید رهگذری از سرزمین خیال
وهم آزادی را فریاد می زند ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:16 توسط parisa |

خیلی دلم برایت تنگ شده
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 22:49 توسط parisa |
فردا روز خوبیست
چون تو فردا هم بامنی
و فرداهای دیگر
زندگی شیرین است تا تو هستی
پس باش و شیرینی زندگی را به دلم بنشان
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 21:12 توسط parisa |